عبد الله الأنصاري الهروي
مقدمه 28
طبقات الصوفية ( فارسي )
خواجه عبد اللّه نه تنها محدث و مفسر عاليمقام و عارفى وارسته و پرسوز و بزرگ بود ، بلكه خطيبى بليغ ، واعظى توانا و شاعرى استاد نيز بود . توانائى او در شعر از همان كودكى بر همگان مسلم شده بود . به گفته خود او شايد تا سالهاى آخر عمر ، شش هزار شعر تازى بر وزن درست و راست سروده بود كه همان زمان مردم از آن نسخه برداشته بودند 71 . و شايد قصيدهء نونيهاى كه ابن رجب ده بيت از آن را در كتاب خويش آورده است يكى از معروفترين قصائد او باشد . اين قصيده در ذكر اصول سنت و ستايش احمد حنبل و اصحاب و پيروان او سروده شده است و از سلسلهء راويان قصيده معلوم مىشود كه غالب مريدان شيخ الاسلام و حنبليان آن را از برداشتهاند ، از جمله دو زن به نامهاى زينب بنت احمد و عجيبة بنت ابى بكر 72 . ابن رجب در كتاب خويش اشعار تازى ديگرى نيز از شيخ الاسلام نقل كرده است 73 . در طبقات الصوفية نيز اشعار تازى بسيارى از وى آمده است 74 . عبد الرحمن عبد الجبار فامى در تاريخ هرات او را بكر الزمان ، زناد الفلك و واسطة العقد معانى و معالى و صورت اقبال در فنون فضائل مىخواند و نيكوى زبان و عباراتش را مشهورتر از آن مىداند كه به حجت و برهان نيازمند باشد 75 . ابو القاسم اسعد بن على زوزنى معروف به بارع ، به تازى و فارسى او را ستوده است و ابو الحسن با خزرى در دمية القصر قدرت او را در وعظ و خطابه چنين مىستايد : « دلهاى مردمان را با مواعظ خويش صيد مىكرد و گناه مردمان به يمن و بركت موعظت او پاك مىشد و اگر قس بن ساعده ( از خطباى معروف عرب ) سخنان و الفاظ او را مىشنيد هيچگاه در سوق عكاظ خطبه نمىكرد » 76 و به سبب قدرت و استادى او در شعر است كه با خزرى او را در شمار شعراى عصر ذكر كرده است 77 . جامع مقامات شيخ الاسلام گفته است « سخنان شيخ الاسلام بىآنكه تكلف كردى بر سجع راست آمدى و آن در سائل و سخنان و مناجات وى معلوم شود » 78 . خود شيخ الاسلام به هنگام ذكر حسين منصور حلاج در مقايسهء سخن خويش با سخن حلاج گفته است : « من سخن مىگويم مه از آنكه او مىگفت و عامه مىباشند